اشاره:
مطلبی که خواهید خواند و احتمالا از کنار آن مانند هزاران صفحه اینترنتی خواهید گذشت، در باره موضوعی است که مدت ها است، ذهنم را به خود مشغول کرده است؛ زبان و زندگی روزمره. با مقاله و شعرهایی از عبدالکریم میثاق، یکی از وزیران هزاره در دوره حکومت کمونیستی در افغانستان، در سایت جمهوری سکوت، بهانه ای فراهم شد تا به این مساله، هرچند کوتاه و روزنامه ای بپردازم. بی شک آنچه در این مطلب آمده است، نمی تواند سرنوشت مقوله ای پیچیده و بغرنجی چون زبان و زندگی روزمره را روشن کند ولی برای اینکه این دغدغه در ذهنم زنده بماند، چیزی در این باره نوشتم.
اینک بعد از مدت ها خاموشی این خانه، آن را در اینجا کپی می کنم، امیدوارم که این چراغ روشن بماند.
ادامه مطلب
مطلب زیر نوشته ای است در باب رابطه زبان و انتخابات که مدت ها پیش از انتخابات ریاست جمهوری و شوارهای ولایتی در فغانستان نوشته بودم ولی فرصت پست آن را در این صفحه نداشتم، اینک که فرصتی دست داده است، آن را مغتنم شمرده و این نوشته را به اشتراک می گذارم. باید تذکر دهم حال که انتخابات به فرجام رسیده است، به نظر می رسد که زبان به مثابه یک ابزار ارتباطی در افغانستان همچنان نا رسا است و بلوغ نیافتگی زبانی خود را به وضوع نشان می دهد. طبیعی است وقتی زبان، زبان نابالغ ها است، منطق، تفکر، عقلانیت و خرد تابع هایی از زبان هستند، لذا کودکانه ظاهر می شوندو کودکانه به کار می روند.
اینک نوشته ای که کهنه می نماید:
ادامه مطلب
آدم تا خود درد را تجربه نکند نمی داند که دردمند چه می کشد. وقتی مدتی قبل دوستم علی پیام از "دزدمادزدی" در عرصه روزنامه نگاری سخن گفته بود، کمی تاسف خوردم و بعد وقتی بازهم مدتی پیش نسیم فکرت از"بلاهت روزنامه نگاری" سخن گفته بود، بازهم کمی تاسف خوردم. خوب، تاسف خوردن هم این روزها یکی از دردهای مشترک آدمیان و تنها کاری است که از دست آدم هایی مثل من بر می آ ید. درهمین دنیای ما و در همین نزدیکی های ما چه حوادث تلخی که رخ نمی دهند؟ آیا چاره ای جز تاسف خوردن هست؟
اما وقتی دیروز وقتی درباره فساد اداری در پستوهای اینترنت گشتم، تاسفم خیلی بیشتر شد. چون دیدم که سه نفر از هموطنان غیور ما که احیانا برای خود نام و نشانی دارند و نان از همت خویش می خورند و فکر نکنم که منت حاتم طایی برند، تقریبا عین مقاله این بنده سروپاکنده را که مدت ها پیش در باب فساد سیاسی نوشته بودم، عینا کپی فرموده اند و در رسانه های نام و نشان داری هم چاپیده اند.
ادامه مطلب
مطلبی که احتمالا می خوانید و یا شاید هم مثل اکثر مطالب اینترنتی به راحتی از کنار آن خواهید گذشت، سیاهه ای است که چندی پیش در باره مصاحبه حاجی اعتمادی با سایت "در دری" نوشته بودم و در آنجا نیز نشر شده است.
این روزها که بحث انتخابات در کشور ما نه چندان پر رونق است، این مقاله حاوی ناگفته هایی در این باب نیز هست:
ادامه مطلب
اشاره: در سالگرد شهادت شهید مزاری، به درخواست دوستی مطلبکی نوشتم و بنا شد که در ویژه نامه ای به همین مناسبت چاپ شود. ولی انگار به گفته آن دوست همگان از مزاری خرج می کنند ولی هیچکس نمی خواهد از خود برای او و دودمان سیاسی اش و یاد مان خودش خرجی کند. خوب این هم دنیای سیاست است. مرد سیاسی کسی است که اقتضائات را بشناسد و در هنگام عبور از آب دامنش تر نگردد. من هم آن را به جمهوری سکوت فرستادم تا همان جا مثل خود شهید مزاری آرام بگیرد و اینک آن را در این خانه سرد و بی روح بایگانی می کنم:
ادامه مطلب
اشاره: چندی پیش غوغایی درمرکز ولایت دایکندی برپا شد و طی آن قاضی محکمه شهری آن ولایت در یک یورش مردمی به شدت مضروب گردید. این عمل به وسیله مردم و کسانی که از کرده های این قاضی به خشم آمده بودند، صورت گرفت و گفته می شد که او به جرم رشوه ستانی و عمل زنا، به چنین کیفری گرفتار آمده است. این زمانی بود که نشریه صبح دایکندی نیز در تب و تاب بود که بعد از یک وقفه نسبتا طولانی دوباره اهالی دایکندی را مشعوف چهره کم پیدای خود کند. دوستان خواسته بودند که چیزی در این نشریه بنویسم. عالم و آدم را باهم بافتم چیزی دستگیرم نشد که به درد مردم آن سامان بخورد. چون من اینک هزاران فرسنگ دورتر از دایکندی هستم و از وقایع اتفاقیه آن دیار کاملا بی خبر. با خود گفتم چه سوژه ای بهتر از کیفر قاضی که این بار برای اولین بار در تاریخ افغانستان، یک قاضی به دست مردمان خشمگین کیفر می شود.
ادامه مطلب
"سمینار افغانستان، کوچیها، مسایل و راهکارها" در تاریخ 30 دلو 1387 در دانشکده حقوق و علوم سیاسی تهران از سوی دانشجویان افغانی تهران برگزارشد. حقیر که مقاله ای در این همایش فرستاده بودم، به دعوت دوستان تهرانی دراین محفل شرکت کردم ولی به دلیل شهادت دوستم محمد امین مظفری در عملیات انتحاری اخیر در کابل، تاکنون نتوانستم چیزی دراین باره بنویسم. چون گیج بودم و در عالم واقع، نه خیال، می دیدم که چگونه با شهادت مظفری، خواب این گنگ خواب دیده تعبیرشد!
ادامه مطلب
برایم عادت شده است که صبح ها، از پنجره جادویی یاهومسنجر سرک می کشم به دنیای بیرون، امروزه یاهو، "مسنجر" آدم هااست، یعنی پیامبر انسان امروزی. امروز23/11/ 1387،ساعت هفت صبح به وقت ایران و هشت صبح به وقت افغانستان است، یاهومسنجر را بازمی کنم، دوستانی چراغ های شان روشن و خیلی ها هم خاموش اند. مظفری ، دوست بسیار دوست داشتنی ام که کارمند وزارت عدلیه است و زمانی در مجله عدالت روزهای پر خاطره ای را باهم گذرانده ایم، چراغش خاموش است، ولی مثل همیشه پیامی از او دریافت می کنم که در آن از سلامتی خود و دیگر دوستان خبر داده است ودر مورد حرفهایی که دو روز پیش باهم زده ایم، چیزهایی نوشته است.
ادامه مطلب
دغدغه های تکراری / قسمت دوم
نخستین مساله ای که ما دراین سلسله مباحث با آن رو به روهستیم، فقدان حوزه دانشی مشخص است. به این معنا که وقتی خواننده با یک مجموعه نسبتا بلند از مطالب رو به رو هستیم، باید در ابتدا تکلیفش روشن باشد که سر چه کسی را می تراشد. در دنیای امروز، انسان خسته از هجوم انواع مطالب نوشتاری، شنیداری، دیداری به دنبال تقاضاهای مشخص ومعینی در حوزه کاری خود می گردد و مطالبی را می خواند ه با مذاقش سازگار افتد.
ادامه مطلب
خیلی وقت است که این خانه عنکبوتی را ترک کرده ام. دوستانم می پرسند که چرا؟ راستش دلیل خاصی ندارد، شاید کمی تنبلی، شاید کمی یاس ، شاید کمی به گفته شعرا سترونی و شاید کار های روزمره و دست وپا گیر وشاید کمی دلسردی و شاید خیلی چیزهای دیگر... اما مطمین باشید که خستگی از نوشتن نیست. چون از میان همه چیزها و همه کارها نوشتن و کتاب خواندن را سخت دوست می دارم. وقتی می گویم دوست می دارم، منظورم این است که یک چیزی بالاتر از عشق. شاید به خیلی چیزها عشق داشته باشم ولی خیلی چیزهارا هم دوست می دارم و من با دکتر شریعتی همداستان هستم که: « دوست داشتن از عشق برتر است.»
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
اشاره:
این یاد داشت را برای نشریه الکترونیکی « آشنا» نوشته بودم ولی امروز وقتی خبری ازیک شاهکار دیگر شنیدم که گویا به زودی اتفاق خواهد افتاد، گفتم این یاد داشت را در این وبلاگ قرار دهم و آن را در معرض قضاوت دوستان همیشگی ام قرار دهم ، تا دیده شود که نظر شما چه باشد؟
ادامه مطلب
همین مقاله در سایت تابناک ونیز سایت کابل پرس نیز انعکاس یافته است
در هفته گذشته در خبرها آمده بود که یک پیر زن پاکستانی درحالی که تمام بدن خود را با مواد منفجره پوشانده بود وبه گمان خود می خواست خودش جام شهادت بنوشد و در کام مردم بیگناه ما زهر ترور را بریزد ، در شهر جلا آباد افغانستان دستگیر شد. یک هفته نگذشت که یکی از مهم ترین خبرهای روز روی تلکس خبرگزاریها قرار گرفت: بوتو ترور شد!
همه این خبرها نشانه هایی هستند که این روزها در منطقه شناور تر شده و بدون تردید این دالها دارای مدلولهای اسرار آمیز ی هستند که چندان روشن نیستند، چون مدلول ها را فرهنگ مردم منطقه نساخته اند، بلکه در سایه اشباح ساخته شده اند. به راستی در میان این دالها ومدلول های سرگردان ، دال مرکزی کجا است؟ شاید پاسخ این پرسش به این زودیها بدست نیاید ولی عجالتا می توان گفت که دال مرکزی کنترل مراکز انرژی هسته ای در منطقه است .
ادامه مطلب
اشاره:
ادامه مطلب
همین مطلب در شماره 53 مجله عدالت
از « ظاهر قرآنی » و « ظاهر اسلامی » تا «هویت مدرن»
بین سه مفهوم « ظاهر قرآنی » و « ظاهر اسلامی» و « هویت جدید» که هرکدام دارای یک فرآیند تاریخی و فرهنگی ویژه است، هیچگونه ترتیب وتوالی به حسب زمانی وجود ندارد. به ویژه اینکه مفهوم سوم، از مفاهیمی است که مدرنیته غربی بدان دامن زده است. مدرنیته در تاریخ اندیشه چیزی جز یک موضع روشن ومعین عقل بشری در برابر این پرسش نیست که : چگونه ما می توانیم واقعیت را، آنگونه که هست، بشناسیم؟ وهنگامی که ما وقعیت را شناختیم، چگونه ممکن است که این معرفت را بدون اجبار واکراه در خود آگاه انسانها، نهادینه کنیم؟ اکنون ما نمی خواهیم که بیش از این به مدرنیته بپردازیم وآن را به لحاظ تاریخی تحلیل کنیم. این موضوع را ما در ویرایش دوم کتاب « نقد عقل اسلامی »
ادامه مطلب
مدتی بود که از ارسال مطالب بلند وبالا خود داری می کردم، ولی بازهم تصمیم گرفتم که به مرور بخش هایی از ترجمه هایم در معرض دید دوستان قرار دهم، امیدوارم که هم مورد استفاده قرارگیرند وهم مورد نقد وارزیابی . دراین قسمت بخش هایی از مقاله محمد ارکون را به اشتراک می گذارم، امیدوارم که مورد استفاده قرار گیرد ( این مقاله قبلا در مجله عدالت ،ارگان نشراتی وزارت عدلیه چاپ شده است)
چارچوب نظری بحث
ممکن است که دیدگاه های ویژه هر گروه اجتماعی ویا یک ملتی در مورد آن چیزی که امروزه « فرد » نامیده می شود به سادگی بدست نیاید. زیرا دید گاه ها ونقطه نظرات هر ملتی یا به طور ضمنی در لابلای عقاید، رفتارهای اجتماعی و عنعناتی به جا مانده از گذشتگان ویا به طور آشکارا در مثلها، حکایات، افسانه ها ، متون دینی وادبیات رسمی شان تجلی می کند. این گفته در مورد ملت هایی صحیح است که دارای فرهنگ مکتوب ومدون است ولی جامعه بشری که دارای فرهنگ مکتوب نیست قضیه فرق می کند. « پیر بوردیو» ، اندیشمند فرانسوی، دراین مورد، در پژوهش های خود از اصطلاح « حس عملی » سخن می گوید؛ حس عملی دلالت بر اخلاق و آداب واهمیت کارکردی وتجربی انها در زندگی یک جمع دارد. ونیز حس عملی اشاره به فرهنگ غیر مکتوب وغیر ارادی مثل« ارزش ها»، «قوانین» و« سرمایه های نمادین» دارد که بیانگر جایگاه هرفرد ازاعضای جامعه ، مسولیت های مشترک آنان ، همبستگی مکانیکی میان انان وابزار های ارتباطی است که درهر جامعه ای ممکن است وجود داشته باشد. « حس عملی » به این معنا فرصت بروزوظهور یک شخصیت آ زاد ومستقل را در میان اعضای جامعه نمی دهد. حتی در چنین جامعه ای برای فرد اجازه نقد هنجارها وزندگی جدا از زندگی رایج داده نمی شود.
لذا بسیار ضروری است که ما در این پژوهش قبل از ورود به اصل مبحث به مسایلی بپردازیم که برای طرح مساله «جایگاه فرد در سنت وفرهنگ اسلامی» ، ضروری است. بدون شک زمینه های تاریخی ، سیاسی ، جغرافیایی وانسان شناسی در فرهنگ اسلامی بسیار وسیع وگسترده است لذا طرح مبحث مفهوم فرد در سنت اسلامی با در نظرداشت تمام جنبه های فوق برای پژوهشگر کاری است بس دشوار وپیچیده. اگر بخواهیم با چنین رویکردی به مساله نگاه کنیم، باید تمام ملت ها وجوامعی را در نظر بگیریم که آنها از یکسو دارای فرهنگ مکتوبی نیستند (یعنی از خود دارای فرهنگ وارزشهای ویژه است که ممکن است هیچ ربطی به اسلام نداشته باشد) واز سوی دیگر منسوب ومربوط به جهان اسلام است. به عبارت دیگر آ نها دارای انواع هنجار های رفتاری ، نهادهای اجتماعی ووابستگی های ویژه است که بیشتر ریشه در مرحله « حس عملی » و فرهنگ های شفاهی دارد ، یا به آموزه های دولت ملی به مفهوم جدید.
ادامه مطلب
در این زمانه که غوغا سالارترین آدم ها از غوغای روزگار می گریزند ودر بیغوله گمنامی پناه می برند تا مبادا شیشه تنهایی اش ترک بردارد، غوغا های بسیار ، ناگهان پتکی آهنین بر مغز آدمی فرود می آورد واورا یا از خواب بیدارش می کند ویا به کلی به خواب عمیق تر فرو می برد. ساده بگویم مانند حافظ شیرازی که:
یک عمر می توان سخن از زلف یار گفت در بند آن مباش که مضمون نمانده است.
شاید بشود از این شعرحافظ هم ساده ترش کرد؛ مدتها است که کم نمی نویسم وکم تر در این خانه حضور دارم که خود دلایل متعدد می تواند داشته باشد. ولی هرچه باشد از باختن قافیه وقلت مضمون نیست.
به خصوص که اگر مثل من مسافر دیار غریب باشی و هر صبح وشام ، تلنگرهای زمانه تا مرزاستخوان هایت نفوذ کنند؛ فقط کافی است که بنشینی وهر روز تنها یک وعده از اخبار سیمای جمهوری اسلامی را نوش جان کنی، آن وقت هزاران مضمون به سراغت خواهد آمد ومی توانی هر روز وبلاگت را به روز کنی وحتی می توانی بعدها مثل بسیاری از آدم های خوش سلیقه و البته فارغ از زخم های زمانه، تمام نوشته هایت را به صورت یک کتابی، مثلا به نام « قصه های کوچه غربت» به چاپ برسانی. بی شک هم نام می شود وهم نان وهم تفنن وحتی ممکن است مانندکتاب « کوچه » احمد شاملو به ده جلد قطور هم برسد.
حال تا درپیچ وتاب این مقدمه که همچون زلف یار، آدم را به خود مشغول می کند وهرلحظه ممکن است از آن مضمونی دیگر بتراود، گم نشده ام، بهتر است دو فقره از آن خبرهارا که یکی دیشب بود ودیگری امشب ، دراین جا بیاورم، صرفا برای اینکه به همه دوستان ثابت کنم که مضمون برای نوشتن بسیار است ولی کجا است آن دل که هوای نوشتن کند.
ادامه مطلب
اشارت:
مدتی از دنیای مجازی واینتر نت وبالتبع از همه دوستان خوب این دیار بی سرو ته که خود الان بلاد کبیره ای است که نماز ها وروزه ها در آن قصر می شود وانسان مسافر همیشگی است، دور بودم. در این دوسه شب هر بارکه سرم را از پنجره یاهومسنجر، بیرون می کردم ، ناگهان نسیم ملایم آ ف های دوستان، چشمانم را نوازش می کردند. همه به نحوی از کم کاری در وبلاگم گلایه داشتند. راست می گفتند ، رسمش این نیست. در هرصورت می خواستم در اولین پست جدید به یکی از دوستان خوب که از فلسفه پرسیده بود، جواب دهم، هم چنین می خواستم از سیاست و خیلی چیزهای دیگر، از جمله خبر تمسخر آمیز شبکه سه تلویزیون ایران بنویسم که خبر نگار بی بی سی را کلی به استهزا گرفته بود که گفته است مولانا در افغانستان به دنیا آمده است و در قونیه از دنیا رفته است ( زهی دروغ بزرگ وبی شرمی غربی ها! ) . ولی امشب به وبلاگ سید محمد علی ابطحی سر زدم شعر جالبی از علیرضا قزوه گذاشته بود که در واقع به نحوی تداعی گر حال وهوای من نیز بود. اینک این شما واین شعر اینترنتی:
وبلاگ خدا را باز خواهم کرد....
به مناسبت اولین شب قدر ماه رمضان امسال:
سحرگاهان که در خوابی
تو را من لینک خواهم کرد
به بقال محل هم لینک خواهم داد
به وبلاگ گدایان و سپوران نیز خواهم رفت
سحرگاهان که در خوابید من هم خواب خواهم دید
مرا هک کن
خیالی نیست
دوباره آی دی از نو
و روز از نو
تمام شب به روزم من
و یک وبلاگ پر کامنت خواهم زد
و با فیلتر شکن یک روز
وبلاگ خدا را باز خواهم کرد.
* شعر علیرضا قزوه
فساد درهرجامعه ای ممکن است وجود داشته باشد ولی در برخی از جوامع بیشتر است. بدون شک افغانستان یکی از آن کشورهایی است که فساد در آن به شکل وسیع ودرهمه جای آن وجود دارد. یکی از مهم ترین دغدغه های امروز افغانستان ویکی از بیماری های صعب العلاج نظام اداری آن فسا د اداری است. فساد اداری در افغانستان پدیده ملموس، شناخته شده، زجر آور وفراگیر است که از رییس جمهور گرفته تا یک شهروند عادی جا معه وجود آنرا حس می کنند ودر همگانی بودن آن اجماع دارند.
ادامه مطلب
حقوق بشر، یکی از آن پدیده های مدرنی است که امروزه در جهان اسلام، چالش هایی بسیاری را برانگیخته است. درمورد نسبت اسلام وحقوق بشر، نظرها ی متفاوتی تاکنون ابراز شده است ولی به نظر نگارنده، تاکنون ، دراین زمینه داوری درست وبدون عیب ونقص کمتر صورت گرفته وهرکس از ظن خود یار زمانه شده وچیزهایی را بافته است. اما دراین اواخربا مجموعه ای نسبتا قطور از مقالات تعدادی از متفکران جهان عرب روبروشدم که نگاهم را دیگرگون ساخت.
مجموعه مقالاتی با نام «حقوق الانسان فی الفکر العربی / دراسات فی النصوص » ( حقوق بشر دراندیشه عربی / پژوهشهایی در متون ) است که به وسیله « سلم الخضراء الحبویی» جمع آوری شده وتوسط انتشارات « مرکز درسات الوحده العربیه » در لبنان به چا پ رسیده است. این مجموعه مقالات گرچه عمدتا مربوط به جهان عرب است ولی بخش قابل توجه آن در باره اسلام وحقوق بشر است. به همین خاطر اینجانب تصمیم گرفتم مقالاتی را که مستقیما به رابطه حقوق بشر واسلام می پردازد، گزینش کرده وبه ترجمه آنها همت گمارم. از جمله مقالات گزینش شده که بعضا ترجمه شده وبرخی دیگر در دست ترجمه است، مقاله های زیر است:
1 – حقوق زن در اسلام/ نصر حامد ابوزید.
2 – حقوق بشر در اندیشه اسلام معاصر/ رضوان السید،
3 – مفهوم فرد درسنت اسلامی / محمد ارکون،
4 – حقوق بشر در نزد مذاهب اسلامی / شمس الدین الکیلانی ،
5 – جامعه ، خانواده وحقوق بشر دراسلام / محمد شحرور،
6 – چالش آزادی وحقوق بشر در اندیشه اسلام معاصر / یوسف سلامه ،
7 – حقوق بشر در نزد پیشگامان جنبش بیداری در جهان اسلام/ وجبه کوثرانی ،
8 – مفاهیم حقوق وعدالت در متون اسلامی- عربی / محمد عابد الجابری ،
9 – شش رویکرد در باب رابطه اسلام وحقوق بشر / حسن حنفی .
این مجموعه به نظر نگارنده از بسیاری جهات با آنچه تاکنون در مورد نسبت اسلام وحقوق بشر ، نوشته شده ومن خوانده ام، تفاوت های اساسی وبنیادین وارجحیت قاطع دارد؛ از جمله اینکه : نویسندگان این مقالات هم به اندازه کافی با مبانی وآموزه های اسلامی آشنایی دارند وهم با بامبانی وبنیاد های نظری حقوق بشر وفلسفه مدرن،
تمام محققان فوق سعی بلیغ وقابل قدری به خرج داده اند تا از هرگونه پیشداوری پرهیز کرده وبراساس روش های علمی، این موضوع را مورد بررسی قراردهند.
اغلب پژوهشهای فوق دارای چارچوب های نظری وراهکارهای مناسب وعقلانی در باب آشتی حقوق بشر وآموزه های اسلامی است که درپژوهشهای مشابه دیده نمی شود.
هم چنین کسانی چون محمد ارکون، نصر حامد ابوزید، عابد الجابری، رضوان السید و... از مهم ترین ومطرح ترین متفکران ، نه تنها در جهان عرب واسلام بلکه در سطح جهان، به شمار می روند.
آن یکی اشتر بدید و گفت هی
ازکجا می آیی ای فرخنده پی
گفت از حمام گرم کوی تو
گفت خود پیداست از زانوی تو
سال گذشته در امریکا مولانا جلال الدین محمد بلخی، شخص اول فرهنگی وفکری شناخته شد وشاید به همین دلیل سال 2007 از سوی یونسکو به درخواست وزارت فرهنگ ترکیه سال مولانا نام گرفت. این مسا له دراین اواخر به یک جنگ خاموش میان ترکیه وایران بدل شده است، زیرا ترکیه مولانا را « رومی » وایرانی ها اورا «ایرانی» می خوانند.
این مقاله که اولین بار در سایت کابل پرس منتشر شده است، مورد نقد وارزیابی های جالبی قرار گرفته است شما هم اگر خواستید از آن نظرات اگاه شوید اینجا را کنید.
ادامه مطلب
زند گی افسانه محنت فزاست
زندگی یک بی سر و ته ماجراست
غیر غم و محنت و اندوه و رنج
نیست در این کهنه سرای سپنج
« سهراب سپهری »
این روزها روزهای سختی است؛
اصولا زندگی به قول سهراب یک ماجرای بی سروته است،
یک افسانه محنت فزا که این روزها جزئی از آن است...
وتو! اما، به قول بزرگی بگذار که این روزهای حرام بگذرد.
گرچه که در گذرش این استخوانهای من وتو است
که در زیر پاهای بی رحم زمان خرد می شود.
بگذارزمین نجوای ترانه های روزهای غریبی ات را کتمان کند.
وتو در کدامین روزی از تاریخ ، مجرم نبوده ای؟
این مهم نیست که جرم مت چه بوده است؟
مهم این است که داغ جرم برپیشانی ات جاودانه شده است.
استخوانهایت آشنای سینه چا ک زمین است ،
اما در زیر کدامین سنگ آسوده خفته است؟
مگر نشنیدی که دیشب صدایی خوابت را آشفته کرد؟
صدایی از زیر آجر، سنگ، خاک و...
نه صدایی از جنس آجر، سنگ ، خاک و...
وشاید هم این صدایی از آجر وسنگ وخاک بود
« اگر بربر ها وجود خارجی ندارند، باید در پی خلق آنها باشیم. جهان در مفاهیم متضاد، بهتر درک می شود . همسازی طبیعی ، توهم خطرناکی است.»
« ساموییل هانتینگتون»
یکی دو سالی است که اصطلاح « هلال شیعی» درمیان تحلیل گران سیاسی ومطبوعات جهان عرب وجهان غرب به وفوریافت می شود، اصطلاحی که اینک بعد از فروکش کردن گمانه زنی های سیاست مداران وروزنامه نگاران درمورد القاعده وطالبان وتروریسم، در بازار داغ رسانه ها ی جمعی یا به قول
« ادواردسعید» در« جهان وانموده » ، جایگاهی نسبتا وسیعی برای خود کسب کرده است! این واژه عمری چندانی ندارد وبه لحاظ تاریخی بیش از چند سال را در برنمی گیرد، بلکه یک مخلوق تعریف نشده ای است که از پریماکف گرفته تا شاه اردن ، از مفتیان عربستان گرفته تا رسانه های غربی، از سنی های متعصب گرفته تا طیف ساده لوحی از شیعیان، را درگیر خود کرده است؛ به گونه ای که همه در باره آن یا هشدار داده اند، یاعلیه ان اعلام جهاد کرده اند، یا با آن احساس شادمانی کرده اند ودر باره آن سخن گفته اند. دراین جا بدنیست نگاهی مختصر به سه اصطلاح « هلال شیعی» ، « خاورمیانه سبز» و« خلق بربرها» بیفکنیم.
ادامه مطلب
مساله مد وفرم لباس زنان آن گونه که اخیرا مورد مناقشه قرار گرفته است چندان دارای اهمیت نیست؛ چه مانند کسانی به مسا له نگاه کنیم که زنان را در جامه ها به گونه ای زندانی می کنند که جز دوچشم شان نمایان نیست وچه به مانند کسانی که با یک سری تاویلات قرآن را به استنطاق گرفته اند وکوشش می کنند تا ثابت کنند که برای زن هیچ فرم مشخصی از لباس واجب نشده است. ولی ازانجا که این مسا له در این اواخر به صورت یک مسا له عام در آمده است، همین عمومیت آن را قابل بحث ساخته است. آنچه موجب پیدایش چنین مباحثی شده است دوچیز بوده است:
ادامه مطلب
عمق وژرفای متون شرعی
1
– ازدواج وطلاق:قسمت اعظم متون شرعی ویژه زنان، در سوره نساء آمده است، سوره ای که مخصوص زنان است. سوره نساء ششمین سوره از قرآن ویکی از سوره های « مدنی » است که بعد از واقعه « احد »، در سا ل چهارم هجرت بر پیامبر نازل گردیده است. ( 5 ) طبیعی است که این سوره باید بسیاری از مسایل زنان را در برداشته باشد؛ زیرا پس از شکست جبهه مسلمانان در جنگ احد، مردانی زیادی به شهادت رسیدند وبدین ترتیب بیوه زنان ویتیمانی زیادی نیز بر جای گذاشتند. قانون گذاری مربوط به ازدواج، طلاق وارث، دریک چنین ساختاری تاریخی تکمیل شد.
ادامه مطلب
ابوزید در یک فرایند نسبتا پیچیده به تبیین برخی از آیات پرداخته است که کاملا نو وویژه خود او است .
امیدوارم که دوستان هم نحوه ترجمه وهم خود مفاهیم مطرح شده را به نقد علمی بکشند .
ادامه مطلب
اشاره :
« نصر حامد ابوزید » یکی از اندیشمندان جهان عرب است که دغدغه تفسیر نو وجدید از قرآن را در سردارد، او که هم اینک استاد مطالعات اسلامی در دانشگاه « لایدن » هلند است ، سالها عمر خودرا در تدریس وتحقیق علوم قرآنی در کشورهای عربی سپری کرده است . مهم ترین ره آورد او از این همه تحقیق ، پژوهش وتدریس ، پیشنهاد روش های نو در عرصه فهم قرآن کریم است . یکی از روش هایی که بسیار مورد توجه او قرار گرفته است ، « روش فهم ساختاری متن » است. اوخود گرچه این روش را متکی بر علومی سنتی چون « علم اصول فقه اسلامی » می داند ولی باید اذعان کرد که روش فهم ساختاری متن ، با اصول فقه سنتی اسلامی تفا وت های قابل ملاحظه ای دارد . ما اینک در پی فرق گذاری میان اصول فقه وروش فهم ساختاری نیستیم ولی می خواهیم بگوییم که روش فهم ساختاری یک مساله کاملا نو وجدید در عرصه فهم قرآن است . مسا له دیگری که می خواهیم خاطر نشان سازیم این است که رفتن به سوی فهم قرآن از رهگذر چنین روش هایی ، پیامدها خاص خودرا دارد ؛ از مهم ترین پیامد های این روش می توان به چند گزاره زیر اشاره کرد که هرکدام ممکن است ، بر مذاق هم کیشان سنتی تر ما چندان خوش آیند نباشد ، ولی باید اذعان کرد – صرف نظر از صحت وسقم چنین روش هایی – که قرآن امروزه ، از ما فهم ودرک نو ، مطابق زمانه وعصر ما را می طلبد وپا فشاری بیش از حد بر روش های گذشته ممکن است که بر فاصله بیشتر میان نسل امروز وقرآن ، بینجامد . مهم ترین پی آمد های روش فهم ساختاری را می توان چنین بر شمرد :
1 – تاثیروباز تاب فرهنگ عرب زمان نزول وحی در قرآن ،
2 – فرق گذاری روشن میان ساختاری های توصیفی ، جدلی ، تشریعی ، روایی وداستانی و...
3 – اشنایی با تاریخ تدوین قرآن ، چه اینکه مصحف فعلی بر اساس ترتیب نزول آیات جمع آوری نشده است.
4 – وقتی از روش فهم ساختاری سخن به میان می آوریم ، باید اذعان کنیم که بسیاری از عنعنات وآداب ورسوم عرب مقارن با ظهور اسلام در احکام قوانین اسلامی رسوخ کرده است ، بدون اینکه از اصالت حکم الهی بر خوردار باشد . مثلا مساله حجاب وپوشش زنان از این رهگذر ، بیش از آنکه یک مساله اسلامی ودینی باشد ، مربوط به آداب ورسوم عرب آن زمان است .
5 – به لحاظ حقوقی نیز چنین روشی منجر به تساوی حقوقی میان زن ومرد می گردد وتفاوت هایی که در مسایلی چون ارث وقوامت ، مربوط می شود به واقعیت های اجتماعی یک عصر که در هرزمان ممکن است دچار تغییرات بنیادین شود ولی هیچگاه وجهه دینی خودرا از دست ندهد .
و...
با توجه به گفته های فوق ، مقاله حاضر نیزبا همین رویکرد سامان یافته است ومترجم بدون کم ترین دخالت در مفاهیم مورد نظر نگارنده اصلی ، تمام سعی خود بر اصل امانت داری متمرکز ساخته است . لذا تنها وتنها کوشش کرده است تا مطالب را آن گونه که مورد نظر نویسنده بوده است به خواننده فارسی زبان منتقل کند واز هرگونه نقد واعمال نظر در فرآیند ترجمه خود داری کرده است . اما اینکه در این راستا چقدر موفق بوده است ، امید داریم که خوانندگان فرهیخته ما این ترجمه واصل این نوشته را به قضاوت بنشینند وبه نقد آن بپردازند .
تاهنوز به فارسی کتاب مفهوم النص از ابوزید با عنوان معنای متن ترجمه شده است که کتاب بسیار جدی وخواندنی است .
ادامه مطلب

