محمد هدايت
وقتي از مقولة امنيت سخن به ميان مي آيد هنوز وجه سنتي آن در ذهن متبادر مي شود ؛ در وجه سنتي امنيت ، عمدتا ، مقوله ها ومفاهيم نظامي و پليسي مستتراست ، و علاوه بر مسايل نظامي وپليسي ، اضداد امنيت ؛ مسايلي چون ، انار شيسم ، بي قانوني ، بي بندوباري ، تروريسم و... نيز خود به خود در آينه ذهن چهره مي نمايند . دليل اين امر هم اين ا ست كه مقوله امنيت به لحاظ رتبي در رتبه ما بعد انارشيسم ، قرار دارد ، بدين معني كه اين انسان تخريب گر وعاصي ، پيش از آنكه به قانون ، امنيت و نظم بينديشد ، در فكر ويران گري ، عصيان وپرخشگري بوده است ؛ ابتدا عصيان كرده وآنگاه به فكر چاره برآمده است ، اين نه يك ضعف تاريخي بلكه مي توان گفت يك ضعف ذاتي بشر است ، عصيان انسان از آنروز متولد شد كه »آدم » باري از درخت ممنوعه چيد و خورد وبدينسان به فرزندان خويش عصيان را به ميراث گذاشت ، اما عصيان به هيچ وجه در ذهن وخيال آدم ها همواره يك ويژگي مسلط نبوده است بلكه در برابر آن تكامل وتعالي هميشه يك ايده بازدارنده به ايفاي نقش پرداخته وانسان براي تكامل وتعالي د رفكر چاره جويي وچاره سازي برآمده است وبدين ترتيب جنگ دروني انسان ، علي رغم بدبيني هاي فلسفي ، به سود نيمه سپيد وآرزوهاي خير خواهانه انسان تمام شده گرديده ودر اين جدال پنهان ، هويت انساني انسان ، منتفع گرديده است .
ادامه مطلب
يكی از مفاهیم مدرنی كه بررسی آن براي افغانستان امروز ، ضروري مي نمايد ، مبحث حاكميت ملي است ، حاكميت ملی در قانون اساسی جديد افغانستان به شكل بسيار متر قيانه ، انعكاس يافته و درمادۀ چهارم قانون اساسی مصوب 14جدی 1382 توسط لوی جرگه ، چنین آمده است :
« حاکمیت ملی در افغانستان به ملت تعلق دارد که به طور مستقیم یا توسط نمایندگان خود، آن را اعمال می کنند . »
ادامه مطلب
افغانستان بعد از سه دهه منازعه و كشمكش مُسلّحانه،اينك آرام-آرام، به سوي منازعات سياسي و روشمند گام برمي دارد؛چهرة نسبتاً آرام افغانستان در دو سال اخير،انتخابات موفقيت آميز رياست جمهوري،تشكيل كابينه متفاوت است با گذشته ها، تلاشي براي انتخابات پارلماني،رقابت هاي سياسي در عرصه هاي مختلف و... مؤيدهاي خوب براي ادعاي فوق مي باشند. به عبارت ديگر ،نهاد سياسي دولت و نهادهاي مدني در حال شكل گيري ومفاهيم نو و مُدرن در حال اشاعه و گسترش مي باشند.امّا واقعيتي كه نبايد مغفول بماند،اين است كه افغانستان همچنان سرزمين فقرهاي متكثر و بي شمار است؛فقر اقتصادي،فقرفرهنگي و ... امّا آنچه كه اساسي تر و بنيادي تر مي نمايد،فقرتئوري ونظريه است.امروز كمتر كسي است كه سخن از مقولاتي چون،دموكراسي،حقوق بشر،عدالت
ادامه مطلب

