تبليغاتX
فلسفه و سیاست
اشاره:

مدتی بود که از ارسال مطالب بلند وبالا خود داری می کردم، ولی بازهم تصمیم گرفتم که به مرور بخش هایی از ترجمه هایم در معرض دید دوستان قرار دهم، امیدوارم که هم مورد استفاده قرارگیرند وهم مورد نقد وارزیابی . دراین قسمت بخش هایی از مقاله محمد ارکون را به اشتراک می گذارم، امیدوارم که مورد استفاده قرار گیرد ( این مقاله قبلا در مجله عدالت ،ارگان نشراتی وزارت عدلیه چاپ شده است)  

 چارچوب نظری بحث

ممکن است که دیدگاه های ویژه هر گروه اجتماعی ویا یک ملتی در مورد آن چیزی که امروزه « فرد » نامیده می شود به سادگی بدست نیاید. زیرا دید گاه ها ونقطه نظرات هر ملتی یا به طور ضمنی در لابلای عقاید، رفتارهای اجتماعی و عنعناتی به جا مانده از گذشتگان ویا به طور آشکارا در مثلها، حکایات، افسانه ها ، متون دینی وادبیات رسمی شان تجلی می کند. این گفته در مورد ملت هایی صحیح است که دارای فرهنگ مکتوب ومدون است ولی  جامعه بشری که دارای فرهنگ مکتوب نیست قضیه فرق می کند. « پیر بوردیو» ، اندیشمند فرانسوی، دراین مورد،  در پژوهش های خود از  اصطلاح  « حس عملی » سخن می گوید؛ حس عملی دلالت بر اخلاق  و آداب واهمیت کارکردی وتجربی انها  در زندگی یک جمع  دارد. ونیز حس عملی اشاره به فرهنگ غیر مکتوب وغیر ارادی مثل« ارزش ها»، «قوانین»  و« سرمایه های نمادین» دارد که بیانگر جایگاه هرفرد ازاعضای  جامعه ، مسولیت های مشترک آنان ،  همبستگی مکانیکی میان انان وابزار های ارتباطی  است که درهر جامعه ای ممکن است وجود داشته باشد. « حس عملی » به این معنا فرصت بروزوظهور یک شخصیت آ زاد ومستقل را در میان  اعضای جامعه نمی دهد. حتی در چنین جامعه ای برای فرد اجازه نقد هنجارها وزندگی جدا از زندگی رایج داده نمی شود.

لذا بسیار ضروری است که ما در این پژوهش قبل از ورود به اصل مبحث به مسایلی بپردازیم که برای طرح مساله «جایگاه فرد در سنت وفرهنگ اسلامی» ، ضروری است. بدون شک زمینه های تاریخی ، سیاسی ، جغرافیایی    وانسان شناسی در فرهنگ اسلامی بسیار وسیع وگسترده است لذا طرح مبحث مفهوم فرد در سنت اسلامی با در نظرداشت تمام جنبه های فوق برای پژوهشگر کاری است بس دشوار وپیچیده. اگر بخواهیم با چنین رویکردی به مساله نگاه کنیم، باید تمام ملت ها وجوامعی را در نظر بگیریم که آنها از یکسو دارای فرهنگ مکتوبی نیستند (یعنی از خود دارای فرهنگ وارزشهای ویژه است که ممکن است هیچ ربطی به اسلام نداشته باشد) واز سوی دیگر منسوب ومربوط به جهان اسلام است. به عبارت دیگر آ نها دارای انواع  هنجار های رفتاری ، نهادهای اجتماعی ووابستگی های ویژه است که بیشتر ریشه  در مرحله « حس عملی » و فرهنگ های شفاهی دارد ، یا  به آموزه های  دولت ملی به مفهوم جدید.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 1386/08/28ساعت 8:16 توسط محمد هدایت | |

در این زمانه که غوغا سالارترین آدم ها از غوغای روزگار می گریزند ودر بیغوله گمنامی پناه می برند تا مبادا شیشه تنهایی اش ترک بردارد، غوغا های بسیار ، ناگهان پتکی آهنین بر مغز آدمی فرود می آورد واورا یا از خواب بیدارش می کند ویا به کلی به خواب عمیق تر فرو می برد. ساده بگویم مانند حافظ شیرازی  که:

یک عمر می توان سخن  از زلف یار گفت         در بند آن مباش که مضمون نمانده است.

شاید بشود از این شعرحافظ هم ساده ترش کرد؛ مدتها است که کم نمی نویسم  وکم تر در این خانه حضور دارم که خود دلایل متعدد می تواند داشته باشد. ولی هرچه باشد از  باختن قافیه وقلت مضمون نیست. 

به خصوص که اگر مثل من مسافر دیار غریب باشی و هر صبح وشام ، تلنگرهای زمانه تا مرزاستخوان هایت نفوذ کنند؛ فقط کافی است که بنشینی وهر روز تنها یک وعده از اخبار سیمای جمهوری اسلامی را نوش جان کنی، آن وقت هزاران مضمون به سراغت خواهد آمد ومی توانی هر روز وبلاگت را به روز کنی وحتی می توانی بعدها مثل بسیاری از آدم های خوش سلیقه و البته فارغ از زخم های زمانه، تمام نوشته هایت را به صورت یک کتابی، مثلا به نام « قصه  های کوچه غربت» به چاپ برسانی. بی شک هم نام می شود وهم نان وهم  تفنن وحتی ممکن است مانندکتاب « کوچه »   احمد شاملو به ده جلد قطور هم برسد.

حال تا درپیچ وتاب این مقدمه که همچون زلف یار، آدم را به خود مشغول می کند وهرلحظه ممکن است  از آن مضمونی دیگر بتراود، گم نشده ام، بهتر است دو فقره از آن خبرهارا که یکی دیشب بود ودیگری امشب ، دراین جا بیاورم، صرفا برای اینکه به همه دوستان ثابت کنم که مضمون برای نوشتن بسیار است ولی کجا است آن دل که هوای نوشتن کند.


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 1386/08/01ساعت 1:32 توسط محمد هدایت | |