اشاره: در سالگرد شهادت شهید مزاری، به درخواست دوستی مطلبکی نوشتم و بنا شد که در ویژه نامه ای به همین مناسبت چاپ شود. ولی انگار به گفته آن دوست همگان از مزاری خرج می کنند ولی هیچکس نمی خواهد از خود برای او و دودمان سیاسی اش و یاد مان خودش خرجی کند. خوب این هم دنیای سیاست است. مرد سیاسی کسی است که اقتضائات را بشناسد و در هنگام عبور از آب دامنش تر نگردد. من هم آن را به جمهوری سکوت فرستادم تا همان جا مثل خود شهید مزاری آرام بگیرد و اینک آن را در این خانه سرد و بی روح بایگانی می کنم:
ادامه مطلب
اشاره: چندی پیش غوغایی درمرکز ولایت دایکندی برپا شد و طی آن قاضی محکمه شهری آن ولایت در یک یورش مردمی به شدت مضروب گردید. این عمل به وسیله مردم و کسانی که از کرده های این قاضی به خشم آمده بودند، صورت گرفت و گفته می شد که او به جرم رشوه ستانی و عمل زنا، به چنین کیفری گرفتار آمده است. این زمانی بود که نشریه صبح دایکندی نیز در تب و تاب بود که بعد از یک وقفه نسبتا طولانی دوباره اهالی دایکندی را مشعوف چهره کم پیدای خود کند. دوستان خواسته بودند که چیزی در این نشریه بنویسم. عالم و آدم را باهم بافتم چیزی دستگیرم نشد که به درد مردم آن سامان بخورد. چون من اینک هزاران فرسنگ دورتر از دایکندی هستم و از وقایع اتفاقیه آن دیار کاملا بی خبر. با خود گفتم چه سوژه ای بهتر از کیفر قاضی که این بار برای اولین بار در تاریخ افغانستان، یک قاضی به دست مردمان خشمگین کیفر می شود.
ادامه مطلب

