رساله حاضر با موضوع« نقد و بررسی ادله قرآنی طرفداران پلوراليسم» تدوين گرديده است، قابل ياد آوری است که در انتخاب اين موضوع بسيار علاقه مند بودم زيرا وقتی که در سايت ها و و بلاگ ها مخصوصا وب سايت های کسانی که در کشور مان افغانستان مطلب میدهد, مرا جعه میکردم با دنيای از شبهات رو به رو بوده و هستيم، عقيده بنده اين است که بايد با شبهات که در دنيا و مخصوصاً در کشورم مطرح میشود آگاهی داشت، من به عنوان يک طلبه جواب گوی چه مسايل بايد باشم لذا دست نويشته های خيلی از کسانی که ادعای روشن فکری و قلم فرسای را دارند، ديدهام ودر حد توان می بينم.
يکی از سوالات که زياد به چشم می خورد، اين بود که ما مسلمانان مدعی حقانيت دين اسلام و کامل بودن آن هستيم از کجا معلوم است که اين سخن صحت داشته باشد، ما اگر در کشوری که مسيحيت زندگی میکند متولد میشديم مسيحی بوديم حال که مسلمانيم چون در کشور اسلامی متولد شده ايم ولی اينکه کدام دين حق است فقط از سخنوران و پدرانمان شنيده و ياد گرفتهايم نه اينکه تحقيق کرده باشيم و ديگر سوالات از اين قبيل در ذهن جوانان واهل قلم جود دارند، من در گرايش کلام، در دروس کلام جديد دو جلسه يک و نيم ساعته به عنوان پلوراليسم دينی را گذراند بودم که پاسخ گوی اين گونه سوالات بود خيلی علاقه مند بودم که در اين زمينه تحقيقی داشته باشم لذا موضوع پايانامه را تحت عنوان« پلوراليسم دينی از منظرقرآن» به گروه فلسفه و کلام پيشنهاد دادم که با تغير عنوان, آنچه که در اختيار اساتيد محترم است به تصويب رسيد، يعنی« بررسی و نقد ادله قرآنی طرفداران پلوراليسم», بحث پلوراليسم دينی را اولين بار جان هيک دانشمند وفيلوسوف معاصر انگلسی مطرح نموده است و پس از آن در کشورهای اسلامی از جمله جمهوری اسلامی ايران گستر ش پيدا کرد و اولين بار دکتر سروش به تبيين وترويج اين نظريه پر داختند، هر چند سابقه تاريخی اين نظريه بر میگردد در زمان رسالت رسول گرامی اسلام، آن زمان که اهل کتاب را دعوت به دين مبين اسلام نمودند.
قابل ياد آوری است که اين رساله با ساختار و شکل بندی جديد انجام گرفته است و نسبت به کارهای قبلی جامع و با توجه به شبهات جديد تدوين گرديده است که در طی يک مقدمه و پنج فصل تنظيم و گردآوری شده است:
در مقدمه از اهميت موضوع وسؤالهای اصلی وفرعی، فرضيه ها و واژه شناسی(کليد واژها) سخن به ميان آمده است. در فصل اول کوشيده ايم، انحصار گرايی، شمول گرايی وپلوراليسم دينی را از لحاظ مفهومی توضيح دهيم.
انحصار گرايان بر اين عقيده اند که حق مطلق در اختيار آنها است، و شمول گرايان هر چند مانند انحصار گرايان حق را تنها در يک دين میداند ولی پيروان صادق اديان ديگر را پيروی دين خود میداند، اما کثرت گرايان معتقدند که همه اديان بهرهای از حقانيت را دارند، و هر کدام شان را راه رسيدن به خداوند میداند.
در فصل دوم پلوراليسم دينی از منظر قرآن کريم توضيح داده شده است. از نظر قرآن کريم دين خاتم الانبيا و به عبارت درست تر شريعت اسلام حق مطلق است و ديگر شرايع دست خوش تحريفات قرار گرفته است و در عصر حاضر قابل اطاعت و پيروی نيست،
سپس پلوراليسم نجات از نگاه قرآن مطرح گرديده است که از نظر اسلام دايره نجات گسترده تر از حقانيت است، چون پيروان خوبی اديان ديگر را نيز در بر میگيرد. از لحاظ جهل فکری و استضعاف اهل نجات باشند، و در پايان فصل دوم پلوراليسم رفتاری توضيح داده شده است که از نظر قرآن پلوراليسم رفتاری مورد تأکيد قرار گرفته است.
?در فصل سوم آيات که در باره حقانيت اديان استفاده شده مطرح و آنگاه مورد بررسی و تحليل قرار گرفته که تحت چهار استدلال دسته بندی شده است:
1. اراده خدا بر تکثر اديان قرار دارد . 2. صراطه های مستقيم. 3. مسلمان بودن پيروان اديان. 4. هادی بودن خداوند.
و آنچه که از بررسی اين استدلال ها به دست آمد اين است که آيات بيانگر اين مطلب است که خداوند انسانها را مختار وآزاد آفريده است و در انتخاب دين حق و باطل آزاد گذاشته است، که برخی اين آيات امتحان و آزمايش خداوند از انسان ها را بيان نموده است و برخی مربوط به معاد و برخی مربوط به قبله است، و آيات مورد استناد هيچ گونه دلالت بر کثرت گرايی دينی ندارد.
اما در باره آيات که واژه( صراط) با تنوين آمده بابررسی که انجام گرفت به اين نتيجه دست يافتيم که کلمه صراط در قرآن کريم به شکل جمع نيامده تا دلالت بر صراط های مستقيم کند بلکه به شکل مفرد ذکر شده است. و تنوين صراط را برخی تنوين تفخيم، بعضی تنوين وحدت دانسته اند. که دلالت بر عظمت و وحدت صراط میکند.
يکی از مستندات کثرت گرايان واژه«اسلام» است هرچند از نظر لغوی معنای اسلام تسليم مطلق است، اما از بسياری آيات باالاخص از آيه سوم سوره مائده برمیآيد که مراد از اسلام در آيات به معنای خاص آن يعنی شريعت خاتم الانبيا است.
مستند ديگر که مورد بررسی قرا گرفته هادی بودن خداوند است، در باره هادی بودن خداوند اصل مطلب اين است که خداوند انسان را با اجبار هدايت نمیکند بلکه راه را به او نشان میدهد، و اين انسان است که با داشتن اختيار راه هدايت و يا ضلالت را برگزيند.
در فصل چهارم ادله قرآنی که در باره نجات پيروان اديان استفاده شده تحت عنوان دو استدلال يکی معيار رستگاری و پاداش اهل کتاب مورد بررسی قرار گرفت است. برخی اين آيات انتساب به عناوين را مردود شمرده ملاک رستگاری را ايمان به خدا وعمل شايسته میداند برخی تسليم محض بودن در برابر خداوند را ملاک نجات و برخی تقوی الهی را معيار رستگاری ونجات دانسته است.
اما از برخی آيات چنين بر داشت شده که از اهل کتاب در قرآن کريم تمجيد شده است ولی آنچه که ما به آن دست يافتيم اين است که از اهل کتابی توصيف شده است که دين اسلام را پذيرفته است و يا اينکه اگر دين اسلام برايش معرفی شود و حجت برايش تمام شود دين اسلام را خواهند پذيرفت.
فصل پنجم با جمع بندی و نتيجه گری خاتمه پيدا کرده است.

