دیروز یکی از موسسات آموزش عالی فیلم « فتنه» را به نمایش گذاشت و کلی زحمت کشیده بودند، چند نفر کارشناس فیلم و مسایل دینی و سیاسی وغیره هم دعوت کرده بودند. فیلم با کاریکاتور جنجال برانگیزی که سال گذشته در جراید دانمارک چاپ شده بود ویک دنیا سرو صدا به پا کرده بود ، آغاز می شود و بلافاصله تصویری از قرآن به نمایش در می آید و همراه با آن آیاتی از قرآن قرائت می شود وبعد درحالیکه قاری همچنان آیات را تلاوت می کند، اصابت هواپیماها بر برجهای تجارت جهانی به نمایش گذاشته می شود و... آیات به گونه ای انتخاب شده اند که به زعم پردازنده فیلم ، بتواند مبانی تروریسم را دراین کتاب مقدس ، برملا سازد!
بعد از اتمام نمایش فیلم که مدت بسیار کمی را به خود اختصاص داد، هرکسی از هر دری سخن گفت و متناسب با شان ومقام وحرفه خویش به نقادی فیلم پرداختند. من ناخود آگاه به یاد جلسه نقدی افتادم که سال گذشته یکی از شبکه های تلویزیونی ایران در پاسخ به فیلم 300 بر گزار کرده بود ومنتقد محترم که خود یکی از فیلمسازان بنام ایرانی بود، چاقوی خاک خورده و زنگ زده ای را آورده بود و درحالیکه گلویش را بغض آمیخته با غضب تنگ کرده بود، می گفت : ما دارای بزرگترین تمدن جهان هستیم واین چاقو که از لرستان بدست آمده است ، نشانه این تمدن است! من دراین نوشته کوتاه نمی خواهم این جلسه نقد را نقد کنم ، تنها می خواهم بگویم که ما مسلمانها از این شیرین کاری ها بسیار می کنیم که جلسه نقد دیروز یکی از آن شیرین کاریها بود. طرفه آنکه شنیده شده که عربستان سعودی هم در پاسخ به فیلم فتنه ، فیلم دیگر ساخته است ، ونیز من نمی خواهم دراینجا نماینده راستگرای هلند ، گیرت وایلدزر، را تبرئه کنم وبر کار متعصبانه، تاریک اندیشانه ، فاشیستی ودر یک کلام نا آگاهانه او صحه بگذارم. اگر اخلاق انسانی را به مثابه یک بام بلند بدانیم – که هست – سقوط انسانها از این بام به طور یکسان، وحشتناک وغم انگیز است، از هرطرف آن که صورت بگیرد. سقوط ، سقوط است، چه به نام تروریسم وقتل عام انسانهای بی گناه وچه به نام ساختن فیلم ودیگر قالب های هنری. به عبارت دیگر وقتی انسان از بام اخلاق سقوط می کند، چه فرقی می کند که به نام ملا عمر وبن لادن باشد ویا به نام گیرت وایلد زر و کاریکاتوریست دانمارکی ؟ همه چیز سر جای خود است ودین هیچ آسیبی نمی بیند، تنها این انسان است که یا با طرفداری نسنجیده و اشتباه از دین ویا با دشمنی تاریک اندیشانه با دین ، سقوط می کند و به یک میزان هم آسیب می بیند ودر فرجام خود ، نابود می شود. همچنین نمی خواهیم ما نیز براین شیرین کاریها بیفزاییم ویک شیرین کاری دیگر خلق کنیم و به نقد فیلم فتنه بپردازیم.
پس حرف ما چیست؟ واقعیت این است که برخی از اندیشمندان مسلمان در این اواخر شیوه ای برای مباحث دین شناسی ونگاه به سنت های دینی ، مطرح کرده اند که بسیار جالب است وی نیز می تواند به بسیاری از ابهامات در مورد سنت ، پاسخ بگوید. ایده اصلی در این شیوه در کلام متفکر مسلمان فرانسوی « محمد ارکون » تقسیم «سنت » به چند سطح است. او می گوید: «سنت اسلامی که در نزد تمام مسلمانان مشترک است، یعنی به حیث مرجع اصلی در زبان، فرهنگ وتاریخ همه شان قلمداد می شود، مشتمل برسه اصل کلی واساسی است که به عنوان اصول دین یا اصول فقه یاد می شود. پذیرش این اصول بر هرمسلمانی الزامی است. اولین اصل « قرآن » ودومین اصل « حدیث نبوی » است. سومین اصل اسلامی همان « قانون دینی » یا « شریعت » است. شریعت دراین جا به مثابه قانون قضایی و فقهی برای اوامر ونواهی خداوند تلقی می شود، قانونی که به لطف عمل متفقها نه علما وفقهای مسلمان وکسانی که ادعای اجتهاد دردین را داشته اند، در طول تاریخ به وجود امده است. »
محمد ارکون می گوید، تمام این سه سطح در سه قرن اول اسلامی بنیاد نهاده شد ولی کار به همین جا خاتمه نیافت. بلکه اسلام در سراسر جهان گسترش یافت و بر فرهنگهای بسیار تاثیر گذاشت و از آنها نیز تاثیر پذیرفت. به نظر وی این تاثیر وتاثر چنان گسترده ومتنوع بود که امروزه هیچ واژه ای نمی تواند به صورت فراگیر برهمه مسلمانان به طور یکسان استعمال شود. امروزه ما می توانیم از ده ها وصدها اسلام سخن بگوییم. به نظر ارکون ، زمانی که قرآن به مثابه وحی الهی ، مفتوح بود وهنوز به صورت یک کتاب مجلد در نیامده بود، بسیار به راحتی به وسیله مسلمانان اولیه فهم ودرک می شد. به همین دلیل فهم صحابه نخستین بسیار نزدیک تر مراد واقعی خداوندبود تا فهم های بعدی. بدین ترتیب فهم ودرک مسلمانان از سنت ومتن مقدس به مرور زمان و با به وجود آمد دولایه دیگر سنت ، از بطن قرآن و هدف نهایی خداوند دور تر ودورتر شد.
مصطفی ملکیان ، یکی دیگر از متفکران مسلمان فارسی زبان ، همین معنا را با عنوان « لایه های دین » مطرح می کند ومعتقد است که دین به مروز زمان، لایه های بسیاری بر خود گرفته است که در کلی ترین نگاه می توان دین را دارای سه لایه دانست:
- متن مقدس
- تفسیر فقها ( شریعت )
- تاویلهای درجه سوم وبرداشت های شخصی.
حال به راستی اگر دین وسنت را با چنین چارچوب نظری نگاه کنیم و پدیده های دینی را با چنین شیوه ای تحلیل کنیم، جایگاه تفسیر های خشک وخشونت بار فرقه هایی چون القاعده وطالبان از اسلام وآموزه های دینی، از لایه مرکزی دین وسنت چقدر دور خواهد بود؟ آیا چنین تفسیر هایی خود، فتنه های بزرگ در درون سنت نیست؟ اگر هست – که هست – پس چرا ما این همه فتنه را فراموش می کنیم و بازار فتنه ای داغ می کنیم که فقط برای فرونشاندن عقده های نامقدس به وجود آمده و نقد های ناموزون ما تنها می تواند بر بالا رفتن میزان موفقیت آن تاثیر بگذارد؟
جالب این است که در خبر ها آمده است که عربستان سعودی هم فیلمی علیه فیلم فتنه ساخته است! مگر در همین عربستان سعودی نبود که چندی پیش دست اندرکاران یکی از شبکه های تلویزیونی این کشور برنامه ای را روی آنتن برد که در آن یک مولوی جوان نحوه زدن زنهارا به مردها آموزش می داد واحکام تنبیه بدنی زنان را در فقه اسلامی بیان می کرد؟ این برنامه همه رسانه ها ی جهان را متوجه اسلام ومسلمانان کرد ویک بار دیگر چهره خشونت بار از آموزه های دینی به نمایش گذاشت. آیا این خود فتنه بزرگ نبود؟
جان کلام آنکه متاسفانه هم اینک گوهر دین ، چنان در دام فتنه ها گرفتار آمده است که چون کلاف سردرگم آن را در خود فروبرده وشناسایی آن برای هرکسی به یک امر محال تبدیل شده است. پس با این همه فتنه در درون خویش ، چرا از دیگران توقع داریم که دست از فتنه انگیزی بر دارد؟

