تبليغاتX
فلسفه و سیاست - گزیده هایی از سراج التواریخ/ 1

گزیده هایی از

سراج التواریخ

(1)

فیض محمد کاتب

گزینش و ویرایش: م. هدایت

 

صدور حکم توزیع زمین های هزاره ها

جمعی از قوم دارونی که در کابل آمده بودند از عبدالرحمن خواستند که اراضی زراعی هزاره ها را در منطقه چوره، برای آنان توزیع کند. عبدالرحمن بدین خواسته پاسخ مثبت داده و دوست محمد خان را مامور این امر مهم کرد. او طی یک فرمانی چنین نوشت:

"مزارع مردم هزاره سکنه علاقه چوره را مساحت و پیمایش کرده، به هر واحدی از مردان نبیرگان دارو، یک جریب زمین و یک و نیم جریب اوسط و دو جریب ادنی که در حقیقت مجموع همه سه جریب اعلی به حساب آید داده و هریک از اناث را نصف آن چه به ذکور می دهد، بدهد. تا ثلث حاصل آن را صرف خوراک و ثلث دیگر را خرج پوشاک خود نموده، ثلث دیگر را به خرج مالیات دیوانی و دیگر ضروریات و مایحتاج زیست و زندگانی خود کرده، آسوده حال روز به سر برند و هم تخم و گاو و اسباب و آلات شخم و برزگری از دولت به نام تقاوی و مساعده به ایشان عنایت کند و هم تا یکسال هریک از عموم نفوس ذکور و اناث را، صغیرا کان او کبیرا، در هر ماهی سه سیر و سه چارک به وزن کابل گندم و غیره حبوب به اسم بخشش، جهت خوراک ایشان از انبار دولت بدهد و پس از یکسال حاصل زراعت خود ایشان رسیده از آن صرف معاش خویش کنند و مالیه این سال را که بر می دارند نیز بخشش بشمارند و در سال سوم که سال دوم زراعت کردن ایشان می باشد، مالیه دیوانی با یک ثلث تقاوی به دولت دهند و تا سال پنجم تمامت تقاوی را ادا کرده و بعد از به مثابه دیگر رعایا روز ترفیه به سر برند."

در پی این فرمان، دوست محمدخان، همراه با متقاضیان زمین، وارد منطقه چوره شده و دستور داد تا هزاره ها منطقه و سرزمین خویش را ترک کنند. او حتی محصولات زمین های زراعتی همان سال را که مالیات آن ها نیز پرداخت شده بود، برای افغان ها توزیع کرد. هزاره ها طی عریضه ای خواستار آن شدند که حداقل محصولات همان سال را برای آنان پس دهند. ولی به گفته کاتب:

«حضرت والا که خود را مالک ملک خدا و ظل الله و قابض حقوق رعایا می دانست و شرعا امرش نافذ بود در پاسخ عرض هزارگان رقم فرمود که: املاک و اراضی و مراتع و مساقات علاقه چوره از ضبطی و رعیتی به دارو(قوم دارو) داده شده است.  و در باب حاصل آن که هزارگان حق خود می دانستند هیچ نفرموده همه را چنان که افغانان متصرف شدند، بر علاوه جیره مذکوره دولتی، صرف مونت خویش کردند و از این روز به بعد ایشک آقاسی دوست محمد خان، همت بر اخراج مردم هزاره و ادخال طوایف متفرقه افغان گماشته، تا سنه هزارو سه صد و بیست و دو، قرب چهارصد هزار خانوار را از موطن و مسکن ایشان به هر نوعی که دانست و توانست، خارج ساخته، از قرب قندهار تا جوار مالستان و هزاره بهسود و سه پای دایزنگی و نیلی تمزان و دایکندی در هریک از طول و عرض یکصد و پنجاه، از مواطن هزاره دای ختان و دای چوپان و دای میری و دایه و فولاده را به افغانان داد و هزارگان فرارشده از صدی ده الی بیست خانه، جان از داخل افغانستان به سلامت در خارج چون خراسان ایران و ترکستان روسی و بخارا و پنجاب و هند و بلوچستان بردند.»

(تتمه جلد سوم سراج التواریخ/ ویرایش دکتر محمد سرور مولایی/ صص 301 و 302)

 

 

نوشته شده در دوشنبه 1390/11/10ساعت 12:22 توسط محمد هدایت | |