گزیده هایی از سراج التواریخ/ 3
تصرف دهراود
"و هم در ا ین احیان، عبدالرحمن و نظر محمد و نظام و محمد عظیم نامان و غیره از قوم پتان خیل نورزایی، از دادن ایشک آقاسی دوست محمدخان املاک مردم هزاره را به افغانان مسموع شده، اراضی و عقاریه کندگان و صدمنی و کاریزی واقع علاقه دهراود و هزاره را به ذریعه عریضه از حضور والا خواستار شده، حضرت والا ارقام فرمود که: «املاک رعیت هزاره هرگز به دیگری داده نمی شود.» و با صدور این منشور برخلاف دستور حضور، آن املاک به مردم افغان داده و از دست هزاره کشیده شد."(تتمه جلد سوم سراج التواریخ، صفحه 424)
توضیح:
در سراج التواریخ بارها ذکر گردیده است که گویا شخص عبدالرحمن همواره تذکر می داده است که املاک مردم هزاره از آنان با زور غصب نگردد. ولی واقعیت این است که این گونه رفتارها در مواقع خاص و برای مردم فریبی بوده است. شخص کاتب با ذکاوت تمام این موارد را افشا می سازد. او به طور مکرر وقتی از نهی و نفی غصب سرزمین های هزاره ها از سوی عبدالرحمن اشاره می کند، بلافاصله متذکر می گردد که به این سخنا گوش فرا داده نشده است و زمین ها در پی این تذکرات به سرعت تقسیم گردیده است. این امر نشان می دهد که عبدالرحمن علی رغم برخی از تذکرات ظاهری در خفا چیزی دیگر دستور می داده است. به عنوان مثال او در صفحه 419 تتمه جلد سوم، وقتی سرکردگان قوم هوتک غلزایی ضمن عریضه ای خواستار ملکیت هزاره ها در تیرین می شوند، می نویسد: «مردم هزاره نیز مالیه می دهند، اگر به شما داده شود، خود هزارگان کجا بروند؟ هرگز ملک هزاره به شما داده نمی شود...»
در آخر همین فقره نیز بار دیگر متذکر می گردد که بزرگان اقوام دری زایی، نورزایی و خروتی خواستار املاک دهراود و تیرین و ارزگان و شوی و تنها چوب هزاره شدند ولی عریضه آنان پذیرفته نشد.
در این باره سه نکته اساسی حایز اهمیت است که کاتب خواسته به طور غیر مستقیم نشان دهد:
1- او به خوبی و با سیاق و ساختار ویژه نشان می دهد که چگونه غصب کردن زمین های هزاره ها در آن عصر تبدیل به یک رویه رسمی شده بوده است. عریضه نویسی و عریضه بازی نشانه خوبی برای این امر است. کاتب بارها و بارها نشان می دهد که به لحاظ رسمی زمین ها طی عریضه هایی توزیع می گردیده است و عریضه نگاری به گونه ای مجوز تصرف زمین های سوخته بوده است.
2- نکته دوم این است که کاتب می خواهد بفهماند که در آن زمان گرچه در ظاهر با تصرفات زمین های اصلی هزاره ها موافقت نمی شد ولی امروزه بنگرید که این سرزمین ها در دست چه کسانی است؟ به راستی امروزه در دهراود، تیرین، شوی و ... یک نفر هزاره دیده می شود؟
3- کاتب هم چنین می خواهد به این مساله نیز توجه دهد که گرچه در ظاهر سیاست تصرف زمین به طور آشفته دیده می شود و گاهی حتی شخص امیر با آن مخالفت می کند. ولی این سیاست بیش از آن چه دیده می شد و در تاریخ آمده است، عمیق و از قبل طراحی شده بوده است. سرعت توزیع و تصرف این سرزمین های پهناور و حاصل خیز به گونه ای زیرکانه صورت گرفته است که که اینک پس از حدود صدسال حتی خود هزاره ها این سرزمین ها را فراموش کرده و از یاد برده اند.