کتاب به یادماندنی فیض محمد کاتب هزاره، با عنوان "سراج التواریخ" نه تنها برای افغانستان بلکه برای تاریخ نویسی فارسی یک شاهکار است. کاتب با ظرافت تمام توانسته است بسیاری از فجایع زمانه خود را آشکار سازد. آشکارگی چهره های خشونت و وحشی گری در این کتاب نه تنها یک هنر بلکه یک رخداد به شمار می رود. در زمانه ای که کسی به تاریخ و قدرت رسواگری آن باور ندارد، کاتب آن را به روشنی می بیند و هرآنچه را که پلشتی است ثبت می کند و ایمان دارد که روزگاری افشا خواهد شد.
از مدت ها پیش بسیاری از اهل نظر بعد از انتشار جلد سوم سراج از جلد چهارم و پنجم سخن می گفتند اما آن روزها کمتر باور کردنی می نمود. اما با پیدا شدن جلد چهارم در کابل که به سان گنجی از زیرخاک پس از سال ها نمایان شد، اینک گمانه ها در مورد جلد پنجم نیز قوت یافته است. در تتمه جلد سوم که در این اواخر همراه با جلد چهارم یافت شده و به کوشش دکتر مولایی در چهار جلد نفیس منتشر شده است، خود کاتب بارها از جلد چهارم و پنجم یکجا یاد کرده است. این مساله نشان می دهد که شاهکار کاتب کم کم آشکار می گردد.
حقیر پس تورق چهار جلد جدید سراج تصمیم گرفتم که مهم ترین نکات چهارجلدی جدید را به صورت مسلل در یک ستون ثابت در هفته نامه مشارکت ملی به نشر برسانم. تا کنون چهار قسمت از این گزیده ها به نشر رسیده و هم چنان ادامه خواهد داشت.
از آن جا که بسیاری از هموطنان به جلد چهارم سراج که به تازگی انتشار یافته است، دسترسی ندارد، به همین خاطر تصمیم گرفتم که آن گزیده ها را هر هفته پس از نشر در هفته نامه در این صفحه نیز به اشتراک بگذارم. باشد که گذشته ها آیینه عبرت برای آینده ما باشد.